تبليغاتX
آسمون کبود

آسمون کبود

مهتاب



Now you say you're lonely
You cried the long night through
Well, you can cry me a river
Cry me a river
I cried a river over you

You drove me,
Nearly drove me out of my head
While you never shed a tear
Remember?

I remember all that you said
Told me love was to plebeian
Told me you were through with me

Now you say you love me
Well, just to prove you do
Cry me a river
I cried a river over you

+نوشته شده در 87/04/15ساعت6:4 قبل از ظهرتوسط یاس | |

 کسی مانند من تنها نماند
به راه زندگانی وانماند
خدا را در قفای کاروان ها
غریبی در بیابان جا نماند


 

+نوشته شده در 87/04/11ساعت4:51 قبل از ظهرتوسط یاس | |

+نوشته شده در 87/04/11ساعت4:40 قبل از ظهرتوسط یاس | |

+نوشته شده در 87/04/11ساعت4:33 قبل از ظهرتوسط یاس | |

TinyPic image

کمی تحمل کن

ببین قطره های باران

وقتی از هم جدا میشوند

چه زود میمیرند

+نوشته شده در 86/06/10ساعت1:32 قبل از ظهرتوسط یاس | |

Happy  father's  Day to every one

+نوشته شده در 86/03/31ساعت8:26 قبل از ظهرتوسط یاس | |

+نوشته شده در 85/12/02ساعت7:40 قبل از ظهرتوسط یاس | |

+نوشته شده در 85/11/28ساعت7:13 قبل از ظهرتوسط یاس | |



منتظر نباش كه شبي بشنوي
از اين دلبستگي هاي ساده، دل بريده ام!
كه عزيز باراني ام را،
در جاده اي جا گذاشتم!
يا در آسمان، به ستاره ي ديگري سلام كردم!
توقعي از تو ندارم!
اگر دوست نداري، در همان دامنه ي دور دريا بمان!
هر جور تو راحتي! باران زده‌ي من!
همين سوسوي تو، از آن سوي پرده‌ي دوري
براي روشن كردن اتاق تنهاييم كافيست!
من كه اين جا كاري نمي كنم!
فقط گهگاه
گمان دوست داشتنت را در دفترم حك مي كنم!
همين!، اين كار هم كه نور نمي خواهد!
مي دانم كه به حرفهايم مي خندي!
حالا هنوز هم وقتي به تو فكر مي كنم
باران مي آيد!
صداي باران را مي شنوي ؟!

+نوشته شده در 85/11/28ساعت5:58 قبل از ظهرتوسط یاس | |

زمستان فصل دوست داشتن من.....فصل عجایب من،یادگار تولد من

فصل باور من.....دوست و یاور من

فصل صداقت ویکدست سپیدی.....فصل رفتن پاییزوپلیدی

زمان یکی شدن.....فصل اتحاد و بودن

فصل حجم و انبوه.....دور ریختن غم و اندوه

زمان خندش آسمان بر زمین.....فصل مشقت و بردباری و یقین

فصل ترک استخوانها.....و صدای چکاچک دندانها

فصل سلطانی آتش و گرما.....فصل گریز و اجتناب از سرما

فصل یاری و مددکاری.....انتظار انسانی با هیزم و گاری

فصل سکوت خروش.....گنگ گشتن جنبش و جوش

فصل فرار زنده ای به کلبه ای تنگ.....از بنی آدم تا موش وپلنگ

فصل غرش ابر سیه بر سفید.....فصل فرار برق از رعد نهیب

وای که چه فصلیست.....نمی دانم بر اساس چه اصلیست

این زمستان ..............

فصل دوست داشتن من !

فصل عجایب من !

یادگار تولد من...

+نوشته شده در 85/11/26ساعت1:31 قبل از ظهرتوسط یاس | |

براي روز ميلاد تن خود من آشفته رو تنها نذاري
براي ديدن باغ نگاهت ميون پيكر شب ها نذاري
همه تنهايي ها با من رفيقن
منو در حسرت عشقت نذاري
براي روز ميلاد تن خود منو دور از دل و ديدت نذاري
دلم دل تنگه و مهر تو ميخواد
دلم رو در پي غم ها نذاري
ميام تنها توي قلبت ميشينم
منو قلبت رو جايي جا نذاري
عزيزم جشن ميلادت مبارك
منو اون سوي جشن دل نذاري
عزيزم جشن ميلادت مبارك
منو اون سوي جشن دل نذاري

+نوشته شده در 85/11/26ساعت1:26 قبل از ظهرتوسط یاس | |

زندگی مال تو مرگ مال من. راحتی مال تو گرفتاری مال من. شادی مال تو غم مال من. همه‌ مال تو ولی تو مال من

+نوشته شده در 85/11/24ساعت7:27 قبل از ظهرتوسط یاس | |